محمد تقي جعفري
251
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بى خبر كان عكس آن مرغ هوا است بى خبر كه اصل آن سايه كجاست تير اندازد به سوى سايه او تركشش خالى شود در جست و جو تركش عمرش تهى شد عمر رفت از دويدن در شكار سايه تفت مگر نشنيدهايد - در رخ ليلى نمودم خويش را سوختم مجنون خام انديش را امير المؤمنين عليه السلام در سخنى كه به اصحابش توصيه مىكند ، مىفرمايد : سخت پاىبند نماز باشيد . . . و قد عرف حقّها رجال من المؤمنين الَّذين لا تشغلهم زينة متاع و لا قرّة عين من ولد و لا مال ( 1 ) ( حق واقعى نماز را مردانى از مردم با ايمان شناختهاند آنان كسانى هستند كه زينت هيچ متاعى و چشم روشنى هيچ فرزندى و مالى آنانرا به خود مشغول نمىدارد . ) و مىتوان گفت : مرغ بلند پرواز روح آدمى براى پرواز به قلههاى كمال دو بال دارد : يكى - زيباييهاى هستى است كه بال احساسات عالى او را به حركت در مىآورند دوم - نظم بسيار شگفتانگيز هستى است كه بال تعقل و نيروى قانونيابى و قانون - گرايى او را تحريك مىكند . اين دو . بال بوده است كه انسانهاى رشد يافتهء تاريخ بشرى را به قلههاى عالى كمال به پرواز در آورده و معنا و تفسيرى براى حيات انسانها بوجود آورده است - لا تدوم حبرتها ، و لا تؤمن فجعتها ( نه براى شاديهايش دوامى است و نه از مصيبتش كسى را امنى . )
--> ( 1 ) خطبه 199 ص 316 .